على محمدى خراسانى

146

شرح منطق مظفر (فارسى)

طريقهء نتيجه‌گيرى : ابتدا از صغرى كه يك حمليه است يا تالى كبرى كه حد مشترك در او است يك قياس شكل دوم تشكيل مىدهيم : « لا احد من الاحرار بذليل » ، و « كل موجود في البلد ذليل » ، « فلا احد من الاحرار بموجود في البلد » سپس اين نتيجه را با مقدم شرطيهء كبرى ضميمه كرده و يك قضيهء شرطيه را كه مطلوب ما است به دست مىآوريم : « فكلّما كانت الحكومة ظالمة فلا احد من الاحرار بموجود في البلد » . شروط اين قياس : قياس مؤلّف از يك حمليّه و يك متّصله به چهار قسم شد ، هر قسمى براى منتج شدن ، بايد داراى شروطى باشد كه آن‌ها را « شروط انتاج » مىنامند . مرحوم مظفر ، شروط همهء آن اقسام را متعرّض نمىشوند و تنها به ذكر شروط دو قسمى كه به طبع نزديك بودند اكتفا مىكنند و آن دو قسم عبارت بودند از دو موردى كه اوسط و جزء مشترك در هردو ، بعض تالى شرطيه متصله باشد چه متّصله ، صغرى باشد و چه كبرى كه براى هركدام مثال آورديم ( مثال الف براى متصلهء صغرى است و مثال ب براى متصلهء كبرى ) . اينك اين دو قسم با دو شرط ، منتج هستند : شرط اول . از قضيهء حمليهء اصل ، با تالى شرطيهء متّصله - كه آن نيز بالاصل ( قبل از جزء شرطيه شدن ) ، يك حمليه بوده - يك قياس اقترانى حملى به صورت يكى از اشكال اربعه ( درحالىكه حاوى شروط آن شكل هم باشد ) تشكيل شود ، پس اگر از حمليه و تالى متصله ، چنين قياسى تشكيل شد البته آن قسم از نوع چهارم منتج خواهد بود كه در دو مثال الف و ب چنين بود ، يعنى در مثال اول از تالى متصله و قضيهء حمليه يك قياس اقترانى شكل اول درست شد كه منتج هم بود و در مثال دوّم هم ، از حمليه و تالى شرطيه ، يك قياس اقترانى شكل دوم ( ضرب دوم يا اول ) تشكيل شد كه منتج بود . شرط دوم . شرط دوم در حقيقت مكمّل شرط اول و مقدمهء آن است كه : شرطيهء متصلهء ما ، موجبه باشد ، پس اگر سالبه بود مستقيما و بدون تحويل منتج نيست ، چون از حمليه و تالى اين متصله ، يك قياس اقترانى حملى جامع شرايط تشكيل نمىشود .